خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان میشود که از فراق و بیتوجهی معشوق رنج میبرد. شاعر از زیباییهای معشوق مانند زلف، چشم و ابرو سخن میگوید و درد عشق و فراموشی را توصیف میکند. همچنین، از زبان بسته و سکوت اجباری خود شکایت دارد.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکاررفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۰۵ - زلف تو نشسته تا سر دوش
زلف تو نشسته تا سر دوش
در ماتم عاشقان سیه پوش ۱
از ما به غلط نمی کنی یاد
وز غیر نمی کنی فراموش ۲
آن پنبه که بر لب صراحی است
ای کاش مرا نهند در گوش ۳
چشم تو به قصد شیر گردون
آهوی حرم به خواب خرگوش ۴
با موی سفید عشقم آن کرد
کآتش نکند به عهن منفوش ۵
بسته است مرا زبان گفتار
فریاد از آن لبان خاموش ۶
ابروت به چهره یا مه سلخ
بگشوده بر آفتاب آغوش ۷
بر دیده نهم گر آیدم تیر
زآن ترک کمان کشیده تا گوش ۸
یغما ز خطش قوی تر افتاد
چون گرگ حریص و چاه خس پوش ۹
در ماتم عاشقان سیه پوش ۱
از ما به غلط نمی کنی یاد
وز غیر نمی کنی فراموش ۲
آن پنبه که بر لب صراحی است
ای کاش مرا نهند در گوش ۳
چشم تو به قصد شیر گردون
آهوی حرم به خواب خرگوش ۴
با موی سفید عشقم آن کرد
کآتش نکند به عهن منفوش ۵
بسته است مرا زبان گفتار
فریاد از آن لبان خاموش ۶
ابروت به چهره یا مه سلخ
بگشوده بر آفتاب آغوش ۷
بر دیده نهم گر آیدم تیر
زآن ترک کمان کشیده تا گوش ۸
یغما ز خطش قوی تر افتاد
چون گرگ حریص و چاه خس پوش ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - نه آن دیبای گلناری است بر سرو خرامانش
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - دانی از بهر چه ته جرعه فشانند به خاک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.