خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد عشق و فراق می‌نالد و از غم و اندوهی که بر او چیره شده است سخن می‌گوید. او از بی‌وفایی معشوق و رنج‌های عشق شکایت دارد و آرزو می‌کند که بتواند در راه وصال معشوق حتی جان خود را فدا کند. شعر پر از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق است که احساسات شاعر را به زیبایی بیان می‌کنند.

مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم‌انگیز و شکایت از بی‌وفایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد تا به درستی درک شود.

مشاهده کامل

شماره ۶ - زنده رود ار کنم از دست غمت مژگان را

زنده رود ار کنم از دست غمت مژگان را
خاک بر باد دهم ساحت اصفاهان را ۱

خازن خلد اگر آن روی بهشتی بیند
جاودان رخت به دوزخ فکند غلمان را ۲

بعد ازاین بر سر آنم که اگر دست دهد
دامن وصل تو در پای تو ریزم جان را ۳

مدعی یافته تا دولت دربانی تو
از فغانم مژه برهم نخورد کیوان را ۴

درخمار غمم از توبه کجائی ساقی
تا فدای سر پیمانه کنم پیمان را ۵

این عجب تر که توئی یوسف و از شومی عشق
من اسیر آمده در بند غمت زندان را ۶

یادگاری است از آن شست و کمان ای همدم
هان و هان برمکش از سینه من پیکان را ۷

جز دل من که به رحم آمد از او سنگ دلت
شیشه دیگر نشنیدم شکند سندان را ۸

چند یغما ز نهیب فلک ترسانی
آخر از سیل چه اندیشه بود ویران را ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵ - معلم سرکند هر لحظه کلک آن طفل بدخو را
گوهر بعدی:شماره ۷ - گر دهم رخصت یک چشم زدن مژگان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.