خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، هجران، زیبایی معشوق و مفاهیمی مانند ایمان و کفر سخن میگوید. همچنین از عناصری مانند زلف، چشمان، و طبیعت برای توصیف احساسات خود استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲ - گر بسنجند به حشر اجر شب هجران را
گر بسنجند به حشر اجر شب هجران را
غالب آن است که شاهین شکند میزان را ۱
شد زبون زنخت قامت چوگانی من
گوی بنگر که همی زخمه زند چوگان را ۲
کفر زلفت اگر این است برآنک که به عنف
صادر جزیه به گردن فکند ایمان را ۳
گر به یعقوب رسد نکهت پیراهن تو
به صبا باز دهد بوی مه کنعان را ۴
شاه ترکان خجل آید ز صف آرائی خویش
گر به پیرامن چشمت نگرد مژگان را ۵
دل اگر سرکشد از خط تو بسپار به زلف
چاره زنجیر بود بنده ی نافرمان را ۶
بو که از کوتهی رشته رسد دست به دست
گاه می بندم و گه می گسلم پیمان را ۷
مه نکاهیده به خورشید نگردد نزدیک
شاید اربه ز فزونی شمرم نقصان را ۸
عیب یغما مکن ار دمدمه ی شیخ شنید
ناگزیر است بشر وسوسه ی شیطان را ۹
غالب آن است که شاهین شکند میزان را ۱
شد زبون زنخت قامت چوگانی من
گوی بنگر که همی زخمه زند چوگان را ۲
کفر زلفت اگر این است برآنک که به عنف
صادر جزیه به گردن فکند ایمان را ۳
گر به یعقوب رسد نکهت پیراهن تو
به صبا باز دهد بوی مه کنعان را ۴
شاه ترکان خجل آید ز صف آرائی خویش
گر به پیرامن چشمت نگرد مژگان را ۵
دل اگر سرکشد از خط تو بسپار به زلف
چاره زنجیر بود بنده ی نافرمان را ۶
بو که از کوتهی رشته رسد دست به دست
گاه می بندم و گه می گسلم پیمان را ۷
مه نکاهیده به خورشید نگردد نزدیک
شاید اربه ز فزونی شمرم نقصان را ۸
عیب یغما مکن ار دمدمه ی شیخ شنید
ناگزیر است بشر وسوسه ی شیطان را ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱ - زهی تجلی نموده حسنت، به چشم وامق، ز روی عذرا
گوهر بعدی:شماره ۳ - صبا از من بگو بیگانه مشرب آشنائی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.