متن به بررسی مفهوم رضا در اسلام میپردازد و دیدگاههای مختلف دربارهی دعا، معصیت، و قضای الهی را تحلیل میکند. برخی معتقدند رضا به معنای عدم دعا و پذیرش هرچه پیش میآید است، اما این دیدگاه رد شده و تأکید میشود که دعا باعث ایجاد رقت قلب و تواضع در برابر خدا میشود. همچنین، رضا به معصیت جایز نیست، زیرا معصیت دو وجه دارد: یکی به عنوان قضای الهی و دیگری به عنوان اختیار انسان. گریز از شهرهای پر از معصیت یا بلایا (به جز طاعون) جایز شمرده شده است، زیرا استفاده از اسباب طبیعی بر اساس فرمان الهی است.
متن شامل مفاهیم عمیق الهیاتی و فلسفی است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آگاهی دینی دارد. همچنین، بحث دربارهی معصیت و قضا و قدر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
بخش ۱۱۷ - فصل (دعا مناقض رضا نیست)
و همیشه سلف از چنین شهر که معصیت سرایت کند و اگر نکند عقوبت آن سرایت کند، چنان که گفت، «واتقوا فتنه لا تصیبین الذین ظلموا منکم خاصه» گریخته اند، و اگر کسی جایی بود که چشم وی تا به نامحرمی افتد، از آنجا بگریزد این مخالف رضا نبود و اگر در شهر قحط بود و تنگی روا بود که بشود، مگر که طاعون بود که از آن نهی است، که اگر تندرستان بشنوند، بیماران ضایع مانند. اما دیگر بلاها چنان نیست، بلکه اسباب چنان که نهاده است به جای می باید آورد، بر وفق فرمان و بدان چه حکم وی بود، پس از آن که فرمان به جای آوردی راضی می باید بود و می باید دانست که خیرت در آن است.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.