متن درباره ترس از سوء خاتمه (پایان بد زندگی) و نگرانی از تغییر دل در لحظه مرگ است. عارفان و بزرگان دینی همواره از این بیم داشتهاند که در آخرین لحظات، ایمانشان دستخوش تغییر شود. مثالهایی از سخنان آنان آورده شده که نشان میدهد حتی پس از سالها عبادت، از ثبات دل در لحظه مرگ مطمئن نبودهاند. همچنین، به موضوع نفاق و تفاوت ظاهر و باطن اشاره شده و ترس از افتادن در دام کفر یا معصیت بیان گردیده است.
متن حاوی مفاهیم عمیق دینی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، بحثهای مربوط به مرگ، ترس از سوء خاتمه، و نفاق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا اضطرابآور باشد.
بخش ۳۶ - پیدا کردن سوء خاتمت
و سهل تستری گوید که مرید از آن ترسد که در معصیت افتد و عارف از آن که در کفر افتد. ابوزید گوید، «چون به مسجدی شوم بر میان خویش زنّاری بینم که ترسم که مرا به کلیسا برد. تا آنگاه که در مسجد روم و هرروز پنج بار همچنین باشم». و عیسی (ع) حواریان را گفت، «شما از معصیت ترسید و ما پیغامبران از کفر ترسیم». و یکی از پیغامبران به گرسنگی و تشنگی و برهنگی و محنت بسیار مبتلا بود سالهای بسیار. پس به خدای تعالی بنالید. حق گفت، «دلت از کفر نگاه می دارم. بدین خرسند نه ای که دنیا می خواهی؟» گفت، «بارخدایا! توبه کردم و خرسند شدم». و خاک بر سر کرد از تشویر سوال خویش. و یکی از دلایل سوء خاتمت نفاق بود و ازاین بود که صحابه همیشه بر خویشتن می ترسیدند از نفاق. و حسن بصری گوید، اگر بدانمی که در من نفاق نیست از هرچه در روی زمین است دوست تر دارمی». و گفت، «اختلاف باطن و ظاهر و دل و زبان از نفاق است».
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.