خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت یک شخصیت ایدهآل سخن میگوید. این شخصیت با ویژگیهای برجستهای مانند زیبایی ظاهری، خوشخلقی، خرد و دین توصیف شده است. شاعر همچنین به تأثیر عشق و ترس از آن اشاره میکند و از زیباییهای طبیعت مانند قمری و گلبن برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از اصطلاحات و اشارات ادبی و دینی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آگاهی ادبی دارد.
غزل ۴۱۵ - نگویی تا به گلبن بر چه غلغل دارد آن قمری
نگویی تا به گلبن بر چه غلغل دارد آن قمری
که چندان لحن میسازد همی نالد ز کم صبری ۱
به لحن اندر همی گوید که سبحانا نگارنده
که بنگارد چنان رویی بدان خوبی و خوش چهری ۲
مسیحادم و موسی کف سلیمان طبع و یوسف رخ
محمد دین و آدم رای و خو کرده به بیمهری ۳
به روز آرایش مکتب شبانگه زینت ملعب
ضیاء روز و شمع شب شکر لب بر کسان خمری ۴
اگر آتش پرستی را ز عشق او بترساند
ز بیم آتش عشقش شود بیزار از گبری ۵
که چندان لحن میسازد همی نالد ز کم صبری ۱
به لحن اندر همی گوید که سبحانا نگارنده
که بنگارد چنان رویی بدان خوبی و خوش چهری ۲
مسیحادم و موسی کف سلیمان طبع و یوسف رخ
محمد دین و آدم رای و خو کرده به بیمهری ۳
به روز آرایش مکتب شبانگه زینت ملعب
ضیاء روز و شمع شب شکر لب بر کسان خمری ۴
اگر آتش پرستی را ز عشق او بترساند
ز بیم آتش عشقش شود بیزار از گبری ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۴ - عشق و شراب و یار و خرابات و کافری
گوهر بعدی:غزل ۴۱۶ - چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.