خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر زیبایی معشوق و احساسات خود را توصیف میکند. او از موهای سیاه، خال روی صورت، و بوسههای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که دلش در آتش عشق میسوزد. شاعر همچنین از عشق و مستی ناشی از آن در مجلسی که سنایی حضور دارد، سخن میگوید.
این متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۴۱۰ - روی چو ماه داری زلف سیاه داری
روی چو ماه داری زلف سیاه داری
بر سرو ماه داری بر سر کلاه داری ۱
خال تو بوسه خواهد لیکن هم از لب تو
هم بوسه جای داری هم بوسه خواه داری ۲
زلف تو بر دلِ من، بندی نهاد محکم
گفتم که بند دارم، گفتا گناه داری ۳
یکره بپرس جانا زان زلف مشکبویت
تا بر گلِ موّرب، چون خوابگاه داری؟ ۴
دل جایگاه دارد اندر میان آتش
تو در میان آن دل، چون جایگاه داری؟ ۵
مست ثنای عشقست در مجلست سنایی
گر هیچ عقل داری او را نگاه داری ۶
بر سرو ماه داری بر سر کلاه داری ۱
خال تو بوسه خواهد لیکن هم از لب تو
هم بوسه جای داری هم بوسه خواه داری ۲
زلف تو بر دلِ من، بندی نهاد محکم
گفتم که بند دارم، گفتا گناه داری ۳
یکره بپرس جانا زان زلف مشکبویت
تا بر گلِ موّرب، چون خوابگاه داری؟ ۴
دل جایگاه دارد اندر میان آتش
تو در میان آن دل، چون جایگاه داری؟ ۵
مست ثنای عشقست در مجلست سنایی
گر هیچ عقل داری او را نگاه داری ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۹ - دلم بردی و جان بر کار داری
گوهر بعدی:غزل ۴۱۱ - ای آنکه رخ چو ماه داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.