متن به بررسی اختلاف نظر بین علما درباره برتری عزلت (کنارهگیری از مردم) یا مخالطت (معاشرت با مردم) میپردازد. برخی از بزرگان مانند سفیان ثوری و ابراهیم ادهم عزلت را برتر میدانند، در حالی که گروهی دیگر از علما مخالطت را ترجیح میدهند. همچنین، نقلقولهایی از شخصیتهای مختلف درباره فواید عزلت و قناعت ارائه شده است. در نهایت، نتیجهگیری میشود که انتخاب بین عزلت و مخالطت بستگی به حالات فرد دارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با مباحث دینی و فلسفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و نقلقولها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
بخش ۵۸ - اصل ششم
و یکی داوود طایی را گفت، «از دنیا روزه گیر و مگشای تا وقت مرگ و از مردمان بگریز چنان که از شیر گریزند.» و حسن بصری می گوید که در توریه است که آدمی که قناعت کرده بی نیاز باشد و اگر از خلق عزلت گرفت سلامت یافت. و اگر شهوت را زیر پای آورد آزاد شد و اگر حسد را ماند مروت وی ظاهر شد و چون روزی چند صبر کرد برخورداری جاوید یافت.
و وهب بن الورد می گوید، «حکمت ده است. نه در خاموشی است و دهم در عزلت.» و ربیع بن خبثم و ابراهیم نخعی چنین گفته اند که علم بیاموز و گوشه ای گیر از مردمان. و مالک بن اسد به زیادت و عیادت بیماران و تشییع جنازه برفتی. باز یک یک را دست بداشت و زاویه گرفت. و فضیل گفت، «منتی عظیم پذیرفتم از کسی که بر من بگذرد و سلام بلند نکند و چون بیمار شوم به عیادت نیاید». و سعد بن ابی وقاص و سعید بن زید از بزرگان صحابه بودند. به نزدیک مدینه بودندی، جایی که آن را عقیق گویند و به جمعه نیامدندی و به هیچ کار دیگر تا در آنجا بمردند.
و یکی از امیران حاتم اصم را گفت، «حاجتی هست؟» گفت، «هست» گفت، «چه؟» گفت، «آن که تو مرا نبینی و من تو را نبینم». و یکی مر سهل تستری را گفت که می خواهم که میان ما صحبت باشد. گفت، «چون یکی از ما بمیرد دیگر صحبت با که خواهد داشت، اکنون هم با وی باید داشت.»
و بدان که خلاف در این همچنان است که خلاف در آن که نکاح کردن فاضلتر یا ناکردن و حقیقت آن است که این به احوال بگردد. کس بود که وی را عزلت فاضلتر و کس بود که وی را مخالطت فاضلتر و پیدا نشود تا آفات و فواید عزلت گفته نیاید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.