خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او توصیف میکند که چگونه معشوق با زیباییاش دلها را به سمت خود میکشد و حتی زاهدان و عابدان را از راه خود منحرف میکند. شاعر از زلفهای معشوق به عنوان ابزاری برای جذب و اسیر کردن دلها یاد میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی داشته باشد.
غزل ۴۰۷ - زان خط که تو بر عارض گلنار کشیدی
زان خط که تو بر عارض گلنار کشیدی
ابدال جهان را همه در کار کشیدی ۱
بر ماه به پرگار کشیدی خط مشکین
دلها همه در نقطهٔ پرگار کشیدی ۲
هر دل که ترا جست چو دیوانهٔ مستی
در سلسلهٔ زلف زرهدار کشیدی ۳
زنار پرستی مکن ای بت که جهانی
در سلسلهٔ زلف چو زنار کشیدی ۴
بس زاهد و عابد که بر آن طرهٔ طرار
از صومعه در خانهٔ خمار کشیدی ۵
هر دل که سرافراشت به دعوی صبوری
او را به سوی خویش نگونسار کشیدی ۶
ابدال جهان را همه در کار کشیدی ۱
بر ماه به پرگار کشیدی خط مشکین
دلها همه در نقطهٔ پرگار کشیدی ۲
هر دل که ترا جست چو دیوانهٔ مستی
در سلسلهٔ زلف زرهدار کشیدی ۳
زنار پرستی مکن ای بت که جهانی
در سلسلهٔ زلف چو زنار کشیدی ۴
بس زاهد و عابد که بر آن طرهٔ طرار
از صومعه در خانهٔ خمار کشیدی ۵
هر دل که سرافراشت به دعوی صبوری
او را به سوی خویش نگونسار کشیدی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۶ - تا معتکف راه خرابات نگردی
گوهر بعدی:غزل ۴۰۸ - زهی پیمان شکن دلبر نکوپیمان به سر بردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.