متن به این موضوع میپردازد که دوست داشتن مطیعان خداوند به معنای دشمنی با کافران، فاسقان و ظالمان است. همچنین، تأکید میکند که در برخورد با افراد فاسق یا گناهکار باید میان دوستی و دشمنی تعادل برقرار کرد، بهگونهای که همزمان با توجه به جنبههای مثبت و منفی رفتار آنها، واکنش مناسب نشان داد. متن به رفتارهای مختلف در برابر گناهکاران و ظالمان اشاره میکند و نمونههایی از رفتار سلف صالح را ذکر میکند. در نهایت، توحید واقعی را بهعنوان عاملی معرفی میکند که باعث میشود فرد در برابر ظلم و فسق دیگران خشم نگیرد، اما این به معنای بیتفاوتی یا مداهنه نیست.
متن حاوی مفاهیم عمیق دینی و اخلاقی است که برای درک آنها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و شناختی وجود دارد. همچنین، بحثهای مربوط به توحید، فسق و ظلم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
بخش ۴۸ - پیدا کردن دشمنی برای خدای تعالی که کدام بود
و در جمله هرکه با خدای تعالی خلاف کند به معصیت، باید که همچنان بود که با تو کند. به مقدار مخالفت وی را دشمن داری و به مقدار موافقت دوست می داری. باید که اثر آن در سخن و مخالطت و معاملت پیدا آید تا با عاصی گرفته روی باشی و سخن درشت گویی و با کسی که فسقش بیش بود گرفته تر باشی.
و چون از حد بیرون شود زبان بازگیری و اعراض کنی و در حق ظالم مبالغت بیشتر کنی از آن که در حق فاسق، مگر کسی که ظلم بر خاص تو کند، آنگاه عفو کردن و احتمال نیکوتر بود. و سیرت سلف در این مختلف بوده است و گروهی مبالغت کرده اند در درشتی برای صلابت و سیاست شرع را.
و احمد بن حنبل از این بود که با حارث محاسبی خشم گرفت که تصنیف کرد در کلام و بر معتزله رد کردو گفت، «در کتاب بیشتر شبهت ایشان را بیان کنی، آنگاه جواب دهی باشد که کسی آن شبهت برخواند و دل وی افتد»و یحیی بن معین گفت، «من از کسی چیزی نخواهم، اما اگر سلطان چیزی به من دهد بستانم» با وی خشم گرفت و زبان بازگرفت تا از وی عذر خواست و گفت، «طیبت و مزاح می کردم». گفت، «خوردن آن از دین است و با دین بازی نکنند.» و گروهی بوده اند که همه را به چشم مرحمت نگردیده اند و این به نیت و اندیشه بگردد که کسی که نظر وی از توحید بود، همه را در قبضه قهر ربوست مضطر بیند، به چشم رحمت نگرد، و این نیز بزرگ است، ولیکن جای غره شدن احمقان است که کسی باشد که مداهنت باشد در باطن وی و پندارد که توحید است. و نشان توحید آن بود که اگر وی را بزند و مال وی ببرد و استخفاف کند و زبان به وی دراز کند، خشم نگیرد و هم به چشم شفقت نگرد چون از توحید و ضرورت خلق می نگرد چنان که رسول (ص) را دندان بشکستند و خون به روی وی فرو می دوید و وی می گفت، «اللهم اهد قومی فانهم لا یعلمون»، چون در حق خویش خاموش نگرد و در حق خدای تعالی خاموش گردد این مداهنت و نفاق و حماقت باشد نه توحید پس هرکه توحید، چنین بر وی غالب نباشدو فسق فاسق وی را در دل وی دشمن نگرداند دلیل ضعیف ایمان و دوستی وی باشد، چنان که اگر کسی دوست تو را بد گوید و تو خشم نگیری، دلیل آن بود که اصلی ندارد.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.