خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از زبان شاعر خطاب به دل است و از آن میخواهد که از ظواهر و اظهارات بیمایه دوری کند و به دنبال حقیقت و دیدن معشوق حقیقی باشد. شاعر تأکید میکند که تا زمانی که دل به دنیا وابسته است، نمیتواند مسلمان واقعی باشد و باید مانند سنایی راه زهد و استغفار را در پیش گیرد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم دینی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۴۰۱ - دلا تا کی سر گفتار داری
دلا تا کی سر گفتار داری
طریق دیدن و کردار داری ۱
ظهور ظاهر احوال خود را
ظهور ظاهر اظهار داری ۲
اگر مشتاق دلداری و دایم
امید دیدن دلدار داری ۳
ز دیدارت نپوشیدست دلدار
ببین دلدار اگر دیدار داری ۴
مسلمان نیستی تا همچو گبران
ز هستی بر میان زنار داری ۵
دلا تا چون سنایی در ره دین
طریق زهد و استغفار داری ۶
طریق دیدن و کردار داری ۱
ظهور ظاهر احوال خود را
ظهور ظاهر اظهار داری ۲
اگر مشتاق دلداری و دایم
امید دیدن دلدار داری ۳
ز دیدارت نپوشیدست دلدار
ببین دلدار اگر دیدار داری ۴
مسلمان نیستی تا همچو گبران
ز هستی بر میان زنار داری ۵
دلا تا چون سنایی در ره دین
طریق زهد و استغفار داری ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۰ - اگر در کوی قلاشی مرا یکبار بارستی
گوهر بعدی:غزل ۴۰۲ - آن دلبر عیار من ار یار منستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.