این متن بیان میکند که سعادت انسان در شناخت خداوند است، زیرا لذت هر موجودی در رسیدن به چیزی است که برای آن آفریده شده است. لذت دل انسان در شناخت حقایق است و شناخت خداوند به عنوان شریفترین موجود، بالاترین لذت را به همراه دارد. همچنین، لذتهای جسمانی موقت هستند، اما لذت شناخت الهی پایدار و حتی پس از مرگ افزایش مییابد. متن تأکید میکند که کسانی که از شناخت خداوند غافل هستند، مانند بیمارانی هستند که میل به غذا ندارند و در نهایت به بدبختی دچار میشوند.
متن دارای مفاهیم فلسفی و عرفانی پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با مباحث الهیات و فلسفه نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند سعادت، لذتهای معنوی و جسمانی، و تأکید بر شناخت خداوند ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
فصل شانزدهم
و برای این است که آدمی هر چه نداند، در طبع وی تقاضا و تجسس آن بود تا بداند و هر چه را داند، بدان شاد باشد و تبجح کند، و بدان فخر آورد، و اگر در چیزی خسیس بود، چون شطرنج مثلا، اگر کسی را که داند، گویند که تعلیم مکن، صبر دشوار تواند کردن و از شادی آن که بازی غریب بدانست، خواهد که آن فخر اظهار کند.
و چون بدانستی که لذت دل در معرفت کارهاست، دانی که معرفت هر چند به چیزی بزرگتر و شریفتر بود، لذت بیشتر بود که کسی که وی از اسرار وزیر خبر دارد، بدان شاد بود و اگر از اسرار ملک خبر دارد و اندیشه وی در تدبیر مملکت بداند، بدان شادتر بود و آن کس که به علم هندسه، شکل و مقدار آسمانها بداند، بدان شادتر بود از آن که علم شطرنج داند و آن کس که داند که شطرنج چون باید نهاد و بنهاد، لذت بیشتر از آن یافت که آن کس که داند که چون باید بازید و همچنین هر چند معلوم شریفتر علم آن شریفتر و لذت وی بیشتر.
و هیچ موجود شریفتر از آن نیست که شرف همه موجودات به وی است و پادشاه و مالک همه عالم اوست و همه عجایب عالم آثار صنع وی است، پس هیچ معرفت از این معرفت شریفتر و لذیذتر نیست و هیچ نظاره خوشتر از نظاره حضرت ربوبیت نباشد و مقتضی طبع آن است، برای آن که مقتضی طبع هر چیز خاصیت وی بود که وی را برای آن آفریده اند اگر دلی باشد که در وی تقاضای این معرفت باطل شده باشد، همچون تنی باشد بیمار که در وی تقاضای غذا باطل شده باشد و باشد که گل دوستتر دارد از نان و اگر وی را علاج نکنند تا شهوت طبیعی باز جای خویش آید و این شهوت فاسد از وی بشود، بدبخت این جهان باشد و هلاک شود. و آن کس که شهوت دیگر چیزها بر وی غالب تر از خواهش معرفت حضرت الهیت شده است، بیمار است اگر علاج نکند بدبخت آن جهان بود و هلاک شود.
و همه شهوتها و لذتها محسوسات که به تن بنی آدم تعلق دارد، لاجرم به مرگ باطل شود و رنجی که در آن برده باشد باطل شود به مرگ و لذت معرفت که به دل تعلق دارد به مرگ اضعاف آن شود، بلکه روشن تر شود و لذت اضعاف آن شود که زحمت دیگر شهوتها برخیزد، و شرح آن به تمامی در اصل محبت، در آخر کتاب پیدا کرده شود انشاء الله تعالی.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.