متن به دو بخش اصلی وجود انسان اشاره میکند: کالبد ظاهری (تن) و معنی باطنی (نفس یا دل). حقیقت انسان همان معنی باطنی است که با بصیرت درونی شناخته میشود و نه با چشم ظاهر. دل، که گاه روح یا نفس نامیده میشود، حقیقت آدمی است و از عالم دیگری آمده است. این بخش باطنی، پادشاه وجود انسان است و معرفت خداوند و سعادت و شقاوت اصلی به آن مربوط میشود. تن و اعضای آن خدمتکاران دل هستند و شناخت حقیقت دل، کلید شناخت خداوند است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد. مخاطبان زیر 16 سال ممکن است در فهم این مفاهیم انتزاعی دچار مشکل شوند.
فصل اول
و چون حدیث دل کنیم بدان که آن حقیقت آدمی را می خواهیم که گاه آن را روح گویند و گاه نفس و بدین دل نه آن گوشت پاره می خواهیم که در سینه نهاده است از جانب چپ، که آن را قدری نباشد و آن ستوران را نیز باشد و مرده را باشد و آن را به چشم ظاهر بتوان دید و هر چه آن را بدین چشم بتوان دید، از این عالم باشد که آن را عالم شهادت گویند.
و حقیقت دل از این عالم نیست و بدین عالم غریب آمده است و به راه گذر آمده است و آن گوشت پاره ظاهر، مرکب و آلت وی است و همه اعضاء تن لشکر وی اند و پادشاه جمله تن وی است و معرفت خدای تعالی و مشاهدت جمال حضرت وی صفت است و تکلیف بر وی است و خطاب با وی است و عتاب و عقاب بر وی است و سعادت و شقاوت اصلی وی راست و تن اندر این، همه تبع وی است و معرفت حقیقت وی و معرفت صفات وی کلید معرفت خدای تعالی است جهد آن کن تا وی را بشناسی که آن گوهر که آن گوهر عزیز است و از گوهر فرشتگان است و معدن اصلی وی حضرت الهیت است از آنجا آمده است و به آنجا باز خواهد رفت و اینجا به غربت آمده است و به تجارت و حراثت آمده است و پس از این معنی تجارت و حراثت را بشناسی، انشاء الله تعالی.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.