خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر به ستایش عشق الهی و بندگی در برابر خداوند می‌پردازد. او از تأثیر عمیق این عشق بر قلب و روح خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه این عشق باعث رهایی از غم و بیداد شده است. شاعر همچنین به نقش عشق الهی در هدایت انسان‌ها و ترک دنیای مادی اشاره می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۷۵ - ای مهر تو بر سینهٔ من مهر نهاده

ای مهر تو بر سینهٔ من مهر نهاده
ای عشق تو از دیدهٔ من آب گشاده ۱

بسته کمر بندگی تو همه احرار
از سر کله خواجگی و کبر نهاده ۲

دستان دو دست تو به عیوق رسیده
آوازهٔ آواز تو در شهر فتاده ۳

ابدال شکسته همه در راه تو توبه
زهاد گرفته همه بر یاد تو باده ۴

مسپر ره بیداد و ز غم کن دلم آزاد
ای داد تو ایزد ز ملاحت همه داده ۵

پیوسته سنایی ز پی دیدن رویت
هم گوش بدر کرده و هم دیده نهاده ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷۴ - ای من مه نو به روی تو دیده
گوهر بعدی:غزل ۳۷۶ - ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.