خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که در آن شاعر از خواب و مهر سخن میگوید و از دیدهاش میخواهد خون بریزد. او از آتش و رهایی از هستی خود میگوید و به سگبچهای اشاره میکند که به کتف برگیرد و به درون رسته شود. شاعر همچنین از رندی و عیبها سخن میگوید و به کر مسجد و مهتر تونیان اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و اشارات موجود در متن ممکن است نیاز به تفسیر و تحلیل بیشتری داشته باشند که برای سنین پایینتر مناسب نیست.
غزل ۳۶۴ - ای خواب ز چشم من برون شو
ای خواب ز چشم من برون شو
ای مهر درین دلم فزون شو ۱
ای دیده تو خون ناب میریز
ای قد کشیده سرنگون شو ۲
آتش به صفات خویش در زن
از هستی خویشتن برون شو ۳
زان سگ بچهای به کتف برگیر
ناگاه به رسته ای درون شو ۴
میگیر درم قفا همی خور
با رندی و عیبها عیون شو ۵
گر مسجد را همی نخوانی
با مهتر تونیان بتون شو ۶
ای مهر درین دلم فزون شو ۱
ای دیده تو خون ناب میریز
ای قد کشیده سرنگون شو ۲
آتش به صفات خویش در زن
از هستی خویشتن برون شو ۳
زان سگ بچهای به کتف برگیر
ناگاه به رسته ای درون شو ۴
میگیر درم قفا همی خور
با رندی و عیبها عیون شو ۵
گر مسجد را همی نخوانی
با مهتر تونیان بتون شو ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۳ - گر خسته دل همی نپسندی بیار رو
گوهر بعدی:غزل ۳۶۵ - خه خه ای جان علیک عینالله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.