این متن شعری است که به زیبایی و تأثیرگذاری از دست دادن یک فرد بزرگ و دانشمند میپردازد. شعر از گلزار «خلیل» شروع میشود و به از دست دادن یک گل زیبا (نماد فرد فقید) اشاره میکند. سپس به تأثیر این فقدان بر جامعه و افراد میپردازد و از درد و شیون هزاران نفر سخن میگوید. در ادامه، شعر به صبر و تسلی در برابر این مصیبت اشاره کرده و از خداوند طلب آرامش میکند. در پایان، شعر به فضل و دانش فرد فقید اشاره کرده و از او به نیکی یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مرثیهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایین دشوار باشد.
شمارهٔ ۵۷ - تاریخ مرگ ملابوذر فرزند مولانا خلیل الله قزوینی
که از وی دیده خلقی است روشن ۱
عجب زیبا گلی دست اجل چید
که از جان هزاران خاست شیون! ۲
نهال نورسی شد کنده زین باغ
که از وی جامه ها شد چاک برتن ۳
دری رفتش ز دامان عطوفت
کزو درها ز چشم آمد بدامن ۴
چه سان دید این مصیبت چشم پاکش؟
که نبود گوش را تاب شنیدن! ۵
از این طاقت گداز آتش الهی
بدل سازش چراغ صبر روشن ۶
خلیل آسا، برو از لطف یارب
بکن این آتش بود الکن ۷
خرد تاریخ آن میخواست گوید
ولی زین غم زبانش جانسوز گلشن ۸
خرد تاریخ آن میخواست گوید
ولی زین غم زبانش بود الکن ۹
که خود گفت آن محیط فضل و دانش
«ز دیده رفته نور دیده من » ۱۰
بود تا رفتگان را خاک، یارب
نگیرد گرد اندوهیش دامن ۱۱
بود تا چرخ بر جا، چرخ دانش
بمهر رای او بادا مزین ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.