خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و کمال معشوق خود سخن میگوید و از عشق و وفاداری خود به او صحبت میکند. همچنین، شاعر از جفا و دوری معشوق شکایت کرده و از تأثیرات این دوری بر زندگی خود میگوید. در نهایت، شاعر از وصال و شادیهایی که با معشوق تجربه کرده است، یاد میکند و از عشوههای معشوق و تأثیرات آن بر خود سخن میگوید.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۳۳۸ - ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
وی سرو سمن سیما آخر چه کمالست این ۱
کوشم به وفای تو کوشی به جفای من
کس نی که ترا گوید آخر چه خیالست این ۲
نابوده شبی شادان از وصل تو ای جانان
در هجر مرا کشتی آخر چه وبالست این ۳
شد اصل همه شادی ای دوست وصال تو
ای اصل همه شادی آخر چه وصالست این ۴
هر گه که مرا بینی گویی که: مرا خواهی؟
گر میندهی عشوه آخر چه سوالست این ۵
خواهم که ترا بینم یک بار به هر ماهی
تن درندهی با من آخر چه ملالست این ۶
هر مرغ که زیرکتر هر مرد که عاقلتر
در شد به جوال تو آخر چه جوالست این ۷
وی سرو سمن سیما آخر چه کمالست این ۱
کوشم به وفای تو کوشی به جفای من
کس نی که ترا گوید آخر چه خیالست این ۲
نابوده شبی شادان از وصل تو ای جانان
در هجر مرا کشتی آخر چه وبالست این ۳
شد اصل همه شادی ای دوست وصال تو
ای اصل همه شادی آخر چه وصالست این ۴
هر گه که مرا بینی گویی که: مرا خواهی؟
گر میندهی عشوه آخر چه سوالست این ۵
خواهم که ترا بینم یک بار به هر ماهی
تن درندهی با من آخر چه ملالست این ۶
هر مرغ که زیرکتر هر مرد که عاقلتر
در شد به جوال تو آخر چه جوالست این ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۷ - ای چون تو ندیده جم آخر چه جمالست این
گوهر بعدی:غزل ۳۳۹ - خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.