خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او از ضعف جسمانی و روحی خود در برابر عشق میگوید و بیان میکند که عقل در برابر عشق تاب نمیآورد. شاعر همچنین از فریبکاری و فنون یار خود شکایت میکند و حال خود را با جنون مقایسه میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۳۳۵ - صبر کم گشت و عشق روز افزون
صبر کم گشت و عشق روز افزون
کسیه بی سیم گشت و دل پرخون ۱
میدهد درد مینهد منت
یار ما را عجب گرفت زبون ۲
صنعتش سال و ماه عشوه و زرق
سخنش روز و شب فنون و فسون ۳
پشت کوژ و تنم ضعیف شدست
پشت چون نون و دل چو نقطهٔ نون ۴
عقل با عشق در نمیگنجد
زین دل خسته رخت برد برون ۵
حالم اینست و حرص و عشقم پیش
راست گفتند ک «الجنون فنون» ۶
کسیه بی سیم گشت و دل پرخون ۱
میدهد درد مینهد منت
یار ما را عجب گرفت زبون ۲
صنعتش سال و ماه عشوه و زرق
سخنش روز و شب فنون و فسون ۳
پشت کوژ و تنم ضعیف شدست
پشت چون نون و دل چو نقطهٔ نون ۴
عقل با عشق در نمیگنجد
زین دل خسته رخت برد برون ۵
حالم اینست و حرص و عشقم پیش
راست گفتند ک «الجنون فنون» ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۴ - ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
گوهر بعدی:غزل ۳۳۶ - ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.