خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و تأثیرات آن سخن میگوید. شاعر از معشوق خود میخواهد که رفتارش را تغییر دهد و از کارهایی که باعث ناراحتی و آشفتگی میشود، دست بردارد. شاعر از معشوق میخواهد که به او توجه کند و از رفتارهای ناشایست خودداری کند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و اخلاقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۳۳۳ - جانا اگر چه یار دگر میکنی مکن
جانا اگر چه یار دگر میکنی مکن
اسباب عشق زیر و زبر میکنی مکن ۱
گویی دگر کنم مگرم کار به شود
حقا که کار خویش بتر میکنی مکن ۲
منمای روی خویش بهر ناسزا از آنک
خود را بگرد شهر سمر میکنی مکن ۳
بر گل ز مشک ناب رقم میکشی مکش
هر مشک را نقاب قمر میکنی مکن ۴
ای سیمتن ز عشق لب چون عقیق خود
رخسارهٔ مرا تو چو زر میکنی مکن ۵
اسباب عشق زیر و زبر میکنی مکن ۱
گویی دگر کنم مگرم کار به شود
حقا که کار خویش بتر میکنی مکن ۲
منمای روی خویش بهر ناسزا از آنک
خود را بگرد شهر سمر میکنی مکن ۳
بر گل ز مشک ناب رقم میکشی مکش
هر مشک را نقاب قمر میکنی مکن ۴
ای سیمتن ز عشق لب چون عقیق خود
رخسارهٔ مرا تو چو زر میکنی مکن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۲ - ای دل ار مولای عشقی یاد سلطانی مکن
گوهر بعدی:غزل ۳۳۴ - ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.