خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد هجران و عشق نافرجام سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که به حال عاشقان نظر کند و از رنجهای آنان آگاه شود. شاعر همچنین از بیوفایی و بیمهری معشوق شکایت کرده و از او میخواهد که به جای آزار عاشقان، به کارهای دیگر بپردازد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند درد هجران و بیوفایی نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۳۲۵ - غریب و عاشقم بر من نظر کن
غریب و عاشقم بر من نظر کن
به نزد عاشقان یک شب گذر کن ۱
ببین آن روی زرد و چشم گریان
ز بد عهدی دل خود را خبر کن ۲
ترا رخصت که داد ای مهر پرور
که جان عاشقان زیر و زبر کن ۳
نه بس کاریست کشتن عاشقان را
برو فرمان بر و کار دگر کن ۴
سنایی رفت و با خود برد هجران
تو نامش عاشق خسته جگر کن ۵
ولیکن چون سحرگاهان بنالد
ز آه او سحرگاهان حذر کن ۶
به نزد عاشقان یک شب گذر کن ۱
ببین آن روی زرد و چشم گریان
ز بد عهدی دل خود را خبر کن ۲
ترا رخصت که داد ای مهر پرور
که جان عاشقان زیر و زبر کن ۳
نه بس کاریست کشتن عاشقان را
برو فرمان بر و کار دگر کن ۴
سنایی رفت و با خود برد هجران
تو نامش عاشق خسته جگر کن ۵
ولیکن چون سحرگاهان بنالد
ز آه او سحرگاهان حذر کن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۴ - غلاما خیز و ساقی را خبر کن
گوهر بعدی:غزل ۳۲۶ - بند ترکش یک زمان ای ترک زیبا باز کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.