خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به دنبال آرامش و خلوت میگردد، اما در جهان پر از غم، تنها آه و اشک خود را دارد. او عشق را با رنج و سختی همراه میداند و از ناپایداری دنیا و غرور انسانی سخن میگوید. همچنین، به تفاوت میان خوبی و بدی در انسانها اشاره میکند و عاشقان را از فکر معاش رها میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و نقد اجتماعی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۷۸ - گوشه یی میخواهم و، چشم بخوان دل تری
گوشه یی میخواهم و، چشم بخوان دل تری
خلوتی میجویم و، فریاد زنگ از دل بری ۱
نیست در غمخانه گیتی، پرستاری مرا
غیر آه پیش خود برپا و اشک خود سری ۲
عشقبازان را بجز چشم سفید و، رنگ زرد
نیست در بازار سودای غمت، سیم و زری ۳
همچو امید زیاد خویش و چون لطف کمت
بی تو درد فربهی داریم و، صبر لاغری ۴
در نکویی گر چه نبود هیچکس از ما بتر
در بدی اما نمی بینیم از خود بهتری ۵
گر کنی گفت و شنید مردم دنیا هوس
فکر کن اول زبان لالی و، گوش کری! ۶
کی توان کردن گران قدر خود از باد غرور؟!
مشک را از باد در دریا نباشد لنگری! ۷
عاشقان آسوده اند از فکر سامان معاش
هست درد عشق واعظ، درد بیدرد سری ۸
خلوتی میجویم و، فریاد زنگ از دل بری ۱
نیست در غمخانه گیتی، پرستاری مرا
غیر آه پیش خود برپا و اشک خود سری ۲
عشقبازان را بجز چشم سفید و، رنگ زرد
نیست در بازار سودای غمت، سیم و زری ۳
همچو امید زیاد خویش و چون لطف کمت
بی تو درد فربهی داریم و، صبر لاغری ۴
در نکویی گر چه نبود هیچکس از ما بتر
در بدی اما نمی بینیم از خود بهتری ۵
گر کنی گفت و شنید مردم دنیا هوس
فکر کن اول زبان لالی و، گوش کری! ۶
کی توان کردن گران قدر خود از باد غرور؟!
مشک را از باد در دریا نباشد لنگری! ۷
عاشقان آسوده اند از فکر سامان معاش
هست درد عشق واعظ، درد بیدرد سری ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۷ - دلم از گرد کلفت، شام دیجور است پنداری!
گوهر بعدی:شماره ۵۷۹ - میبرد هر دم دلم را، غمزه غارتگری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.