خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از تجربیات روحانی و عشق الهی سخن میگوید. او از رهایی از دامهای دنیوی و پناه بردن به عشق حقیقی میگوید و از فیضی که از معشوق الهی دریافت کرده است سخن میراند.
متن دارای مضامین عرفانی و پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای عمیق و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۹۲ - ما بلبلان خار علایق گزیده ایم
ما بلبلان خار علایق گزیده ایم
در آشیان بال و پر خود خزیده ایم ۱
دامن بدست خار علایق نداده ایم
چون باد اگر چه بر گل و ریحان وزیده ایم ۲
از دامگاه بال هما کرده ایم رم
در خرقه چون کبوتر چاهی خزیده ایم ۳
فیضی که برده ایم ز شیرینی لبت
حرف لب تو گفته، لب خود گزیده ایم ۴
واعظ بچشم شوق ز بحرین هر دو کون
یکدانه گوهر غم او را گزیده ایم ۵
در آشیان بال و پر خود خزیده ایم ۱
دامن بدست خار علایق نداده ایم
چون باد اگر چه بر گل و ریحان وزیده ایم ۲
از دامگاه بال هما کرده ایم رم
در خرقه چون کبوتر چاهی خزیده ایم ۳
فیضی که برده ایم ز شیرینی لبت
حرف لب تو گفته، لب خود گزیده ایم ۴
واعظ بچشم شوق ز بحرین هر دو کون
یکدانه گوهر غم او را گزیده ایم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۱ - چشم و گوش و عقل و حس رفتند و، ما وامانده ایم
گوهر بعدی:شماره ۴۹۳ - برکنده از حیات، باندک بهانه ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.