خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مفاهیم عرفانی و فلسفی سخن میگوید. شاعر از عشق، افلاک، آفاق، و مفاهیمی مانند درد و ریا صحبت میکند. او به مخاطب توصیه میکند که به جای دنبال کردن ظواهر و ریا، به دنبال حقیقت و عشق حقیقی باشد. همچنین، شاعر از مفاهیمی مانند خواجگی و مهتری به عنوان نمادهایی برای زندگی معنوی و دوری از تظاهر استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ریا و درد ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۱۴ - گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن
گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن
من نخواهم جفت را از جفت بگذر طاق زن ۱
این سخن بگذشت از افلاک و از آفاق نیز
قصهٔ افلاک را بر تارک آفاق زن ۲
خواجگی در خانه نه پس آب را در خاک بند
مهتری بر طاق نه پس آتش اندر طاق زن ۳
جرعهای درد صفا در ریز بر اصحاب درد
خرقه پوشان ریا را بر قفا مخراق زن ۴
این دقیقه دید نتوان کار از آن عالیترست
لاف دقاقی برو با بوعلی دقاق زن ۵
من نخواهم جفت را از جفت بگذر طاق زن ۱
این سخن بگذشت از افلاک و از آفاق نیز
قصهٔ افلاک را بر تارک آفاق زن ۲
خواجگی در خانه نه پس آب را در خاک بند
مهتری بر طاق نه پس آتش اندر طاق زن ۳
جرعهای درد صفا در ریز بر اصحاب درد
خرقه پوشان ریا را بر قفا مخراق زن ۴
این دقیقه دید نتوان کار از آن عالیترست
لاف دقاقی برو با بوعلی دقاق زن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۳ - ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن
گوهر بعدی:غزل ۳۱۵ - عاشقا قفل تجرد بر در آمال زن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.