خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان افسوس و حسرت بر گذر عمر و فرصتهای از دست رفته میپردازد. شاعر از جوانی گذرا، بیتوجهی به اعمال نیک، و غفلت در طول عمر سخن میگوید و با تصاویری مانند بهار رفته، کشتی در گرداب، و چهرهای اشکبار، احساس عمیق پشیمانی را منتقل میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی درباره گذر عمر و پشیمانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۰۸ - گذشت زندگی و، شد ز دست کار افسوس
گذشت زندگی و، شد ز دست کار افسوس
نداد فرصت افسوس، صد هزار افسوس! ۱
برفت عهد شباب و، همان علاقه بجاست
نکرده بند ز خود پاره، شد بهار افسوس ۲
گذشت عمر و، نکردیم طاعتی هرگز
ز دست رفت کمند و، نشد شکار افسوس ۳
دمی به کار نیامد ترا ز مدت عمر
شکفت و ریخت چه گلها ز شاخسار افسوس ۴
تمام عمر تو بگذشت در خود آرایی
نگشت دست ز دندان ترا نگار افسوس ۵
ترا بسی حرکت داد رعشه پیری
ز خواب وا نشدت چشم اعتبار افسوس ۶
دل شکسته بگرداب تن تباهی ماند
نرفت کشتی از این ورطه برکنار افسوس ۷
بشد بخنده و غفلت تمام عمر و، شبی
بروز خود نگریستیم زار زار افسوس ۸
ز روسیاهی ایام جاهلی واعظ
نشست چهره ترا چشم اشکبار افسوس! ۹
نداد فرصت افسوس، صد هزار افسوس! ۱
برفت عهد شباب و، همان علاقه بجاست
نکرده بند ز خود پاره، شد بهار افسوس ۲
گذشت عمر و، نکردیم طاعتی هرگز
ز دست رفت کمند و، نشد شکار افسوس ۳
دمی به کار نیامد ترا ز مدت عمر
شکفت و ریخت چه گلها ز شاخسار افسوس ۴
تمام عمر تو بگذشت در خود آرایی
نگشت دست ز دندان ترا نگار افسوس ۵
ترا بسی حرکت داد رعشه پیری
ز خواب وا نشدت چشم اعتبار افسوس ۶
دل شکسته بگرداب تن تباهی ماند
نرفت کشتی از این ورطه برکنار افسوس ۷
بشد بخنده و غفلت تمام عمر و، شبی
بروز خود نگریستیم زار زار افسوس ۸
ز روسیاهی ایام جاهلی واعظ
نشست چهره ترا چشم اشکبار افسوس! ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۷ - موج دریای محنتی است نفس
گوهر بعدی:شماره ۴۰۹ - شده است باب در ایام ما ز بس تلبیس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.