این متن دربارهٔ رفتارهای ناشایست و ناپسند در روابط انسانی، به ویژه در عشق و دوستی، صحبت میکند. شاعر از کاشتن تخم بدی، داشتن پشت بر عاشق، و رفتارهای خودخواهانه و جفاکارانه انتقاد میکند. او تأکید میکند که باید نقش بدیها را از سینه محو کرد و به جای آن مهر و وفا را جایگزین نمود. همچنین، شاعر از سوختن شاخههای وفا و کاشتن تخم جفا ابراز ناراحتی میکند و بر این نکته تأکید میکند که با افراد درمانده و بیچاره نباید با بیرحمی و بیاحترامی رفتار کرد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و بیرحمی ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب باشد.
غزل ۳۰۶ - تخم بد کردن نباید کاشتن
پشت بر عاشق نباید داشتن ۱
ای صنم ار تو بخواهی بنده را
زین سپس دانی نکوتر داشتن ۲
چند ازین آیات نخوت خواندن
چند ازین رایات عجب افراشتن ۳
نقش چین باید ز سینه محو کرد
صورت مهر و وفا بنگاشتن ۴
چند ازین شاخ وفاها سوختن
چند ازین تخم جفاها کاشتن ۵
خوب نبود بر چو من بیچارهای
لشکر جور و جفا بگماشتن ۶
زشت باشد با چو من درماندهای
شرط و رسم مردمی نگذاشتن ۷
در صف رندان و قلاشان خویش
کمترین کس بایدم پنداشتن ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.