خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن بالا شعری است که از بهار و عشق سخن میگوید. شاعر از آمدن بهار و زیباییهای آن مانند گل و لاله یاد میکند و از عشق و دلبری میسراید. همچنین، اشارهای به مشکلات و گردبادهای زندگی دارد اما با امیدواری از رسیدن به آرامش سخن میگوید. در پایان، از ارزش سخن و یادآوری عشق گذشته صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۶۰ - خرد بگیر سر خود، که یار میآید
خرد بگیر سر خود، که یار میآید
جنون تهیه خود کن بهار میآید ۱
بهار، دلبری از نو بهار من دارد
که پا ز لاله و گل در نگار میآید ۲
عجب مدار که گرداب گردباد شود
کنون که کشتی ما برکنار میآید ۳
جز اینکه کس نگذارد وجودشان هرگز
دگر ز مردم عالم چه کار میآید؟! ۴
گذشته لعل لب او بخاطرت واعظ
که گوهر سخنت آبدار میآید! ۵
جنون تهیه خود کن بهار میآید ۱
بهار، دلبری از نو بهار من دارد
که پا ز لاله و گل در نگار میآید ۲
عجب مدار که گرداب گردباد شود
کنون که کشتی ما برکنار میآید ۳
جز اینکه کس نگذارد وجودشان هرگز
دگر ز مردم عالم چه کار میآید؟! ۴
گذشته لعل لب او بخاطرت واعظ
که گوهر سخنت آبدار میآید! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۹ - ز خوی تند، همان تندخو بجان آید
گوهر بعدی:شماره ۳۶۱ - ره مقصود طی کردن، نه از تقصیر میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.