خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق میگوید و از ناتوانیاش در رساندن نالههایش به گوش معشوق ابراز ناراحتی میکند. او همچنین از تأثیر حضور معشوق بر محیط اطراف سخن میگوید، مانند به جنبش درآمدن آب در آینه و جوشیدن قدح از چهرهی معشوق.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۵۸ - ز عکست آینه، چون آب در خروش آید
ز عکست آینه، چون آب در خروش آید
ز چهره تو قدح، همچو می بجوش آید ۱
ز شوق اینکه خرامی چو سرو در بازار
گل از بهشت بدکان گل فروش آید ۲
ز ناتوانی خویشم غمی که هست، اینست:
که ناله ام نتواند ترا بگوش آید! ۳
بود سلام وداعم یکی، که پیش تو کس
چنان زخود نرود، کو دگر بهوش آید ۴
ز چهره تو قدح، همچو می بجوش آید ۱
ز شوق اینکه خرامی چو سرو در بازار
گل از بهشت بدکان گل فروش آید ۲
ز ناتوانی خویشم غمی که هست، اینست:
که ناله ام نتواند ترا بگوش آید! ۳
بود سلام وداعم یکی، که پیش تو کس
چنان زخود نرود، کو دگر بهوش آید ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۷ - عجب دانم، از زخم بسمل برآید!
گوهر بعدی:شماره ۳۵۹ - ز خوی تند، همان تندخو بجان آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.