خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که از مفاهیمی مانند عشق، روح، طبیعت، و طریقت سخن میگوید. شاعر از مخاطب میخواهد تا به جای توجه به دنیای مادی، به سمت معنویت و عشق الهی حرکت کند و از دشمنیهای درونی و بیرونی عبور کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۹۹ - جام را نام ای سنایی گنج کن
جام را نام ای سنایی گنج کن
راح در ده روح را بی رنج کن ۱
این دل و جان طبیعت سنج را
یک زمان از می طریقت سنج کن ۲
تاج جان پاک را در راه دل
مفرش جانان جان آهنج کن ۳
کدخدای روح را در ملک عشق
بی تصرف چون شه شطرنج کن ۴
عقل دیندار سلامت جوی را
سنگ شنگولی عشق الفنج کن ۵
یا همه رخ گرد چون گلنار باش
یا همه دل باش و چون نارنج باش ۶
با عمارت چند سازی همچو رنج
با خرابی ساز و همچون گنج باش ۷
خاک و باد و آب و آتش دشمنند
برگذر زین چار و نوبت پنج کن ۸
راح در ده روح را بی رنج کن ۱
این دل و جان طبیعت سنج را
یک زمان از می طریقت سنج کن ۲
تاج جان پاک را در راه دل
مفرش جانان جان آهنج کن ۳
کدخدای روح را در ملک عشق
بی تصرف چون شه شطرنج کن ۴
عقل دیندار سلامت جوی را
سنگ شنگولی عشق الفنج کن ۵
یا همه رخ گرد چون گلنار باش
یا همه دل باش و چون نارنج باش ۶
با عمارت چند سازی همچو رنج
با خرابی ساز و همچون گنج باش ۷
خاک و باد و آب و آتش دشمنند
برگذر زین چار و نوبت پنج کن ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۸ - چنگ در فتراک عشق هیچ بت رویی مزن
گوهر بعدی:غزل ۳۰۰ - ساقیا مستان خواب آلوده را بیدار کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.