خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و فلسفی به موضوعاتی مانند عشق الهی، قناعت، معرفت، و ارزشهای معنوی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، مفاهیمی مانند توکل به خدا، اهمیت سجده و عبادت، و بینیازی از مادیات را بیان میکند. همچنین، اشارهای به بیماریهای روحی و درمان آنها از طریق معرفت و عمل صالح دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۹۹ - آنکه خود را سبب هستی ما میداند
آنکه خود را سبب هستی ما میداند
جز خدا هست ندانیم، خدا میداند ۱
چشم دل هر که بر آن قبله عالم دارد
کعبه را سجده او قبله نما میداند ۲
پای سرکردن راه تو ندارد هرگز
آنکه سر در ره عشق تو ز پا میداند ۳
نکند دیدنی خویش هم از ناز مگر
خانه آینه را خانه ما میداند ۴
عالمی کو شده خرسند به علمی ز عمل
چون مریضی است که نامی ز دوا میداند ۵
شرع راه در ره دین به ز خرد میشمرد
چشم را هر که بره به زعصا میداند ۶
سوی ویرانه نخواهد بلدی پرتو مهر
ره کاشانه درویش سخا میداند ۷
آنکه ره برده بآسایش سرمایه فقر
تیغ بر فرق به از بال هما میداند ۸
کام حاجت مزه شهد قناعت یابد
درد پر زور چو شد، قدر دوا میداند ۹
واعظ این گنج قناعت که تو را گشته نصیب
خلقت از بهر چه بی برگ و نوا میداند؟! ۱۰
جز خدا هست ندانیم، خدا میداند ۱
چشم دل هر که بر آن قبله عالم دارد
کعبه را سجده او قبله نما میداند ۲
پای سرکردن راه تو ندارد هرگز
آنکه سر در ره عشق تو ز پا میداند ۳
نکند دیدنی خویش هم از ناز مگر
خانه آینه را خانه ما میداند ۴
عالمی کو شده خرسند به علمی ز عمل
چون مریضی است که نامی ز دوا میداند ۵
شرع راه در ره دین به ز خرد میشمرد
چشم را هر که بره به زعصا میداند ۶
سوی ویرانه نخواهد بلدی پرتو مهر
ره کاشانه درویش سخا میداند ۷
آنکه ره برده بآسایش سرمایه فقر
تیغ بر فرق به از بال هما میداند ۸
کام حاجت مزه شهد قناعت یابد
درد پر زور چو شد، قدر دوا میداند ۹
واعظ این گنج قناعت که تو را گشته نصیب
خلقت از بهر چه بی برگ و نوا میداند؟! ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۸ - بخود دم تا فرو بردم، سخن شد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۰ - مرا از نعمت دیدار، دل سیری نمیداند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.