خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر نگاهی انتقادی به دنیا و مردم آن است. شاعر از ریا و دورویی مردم شکایت دارد، از تنهایی و بیکسی مینالد و به دنبال آرامش و خلوت میگردد. او دنیا را ناپایدار میداند و قناعت را تنها راه رهایی میشناسد.
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر برای درک نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از اشارات فلسفی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۶۲ - حبذا زور جنون، مغلوب زنجیرم نکرد
حبذا زور جنون، مغلوب زنجیرم نکرد
مرحبا سیل فنا، ممنون تعمیرم نکرد ۱
همچو دندانی که افتد در جوانیها مرا
برنیامد از دهان حرفی که دلگیرم نکرد ۲
خلق را از بس مزور دیده ام در حیرتم
کز چه بود آیا که مادر آب در شیرم نکرد ۳
بسکه جز من کسی نمی بیند ز زشتی روی من
هیچ نقاشی بجز آیینه تصویرم نکرد ۴
من کیم؟دیوانه یی سرمست کز زور جنون
هیچ کس جز حلقه اطفال زنجیرم نکرد ۵
آرزوی خلوتی هرگز در آن صورت نبست
هیچ جا چون خانه آیینه دلگیرم نکرد ۶
شهر پاکان را، ندیدم زیرپا مانند سیل
پیری از کوه جوانی تا سرازیرم نکرد ۷
خوان دنیا در خورند اشتهای حرص نیست
جز قناعت نعمتی واعظ از آن سیرم نکرد ۸
مرحبا سیل فنا، ممنون تعمیرم نکرد ۱
همچو دندانی که افتد در جوانیها مرا
برنیامد از دهان حرفی که دلگیرم نکرد ۲
خلق را از بس مزور دیده ام در حیرتم
کز چه بود آیا که مادر آب در شیرم نکرد ۳
بسکه جز من کسی نمی بیند ز زشتی روی من
هیچ نقاشی بجز آیینه تصویرم نکرد ۴
من کیم؟دیوانه یی سرمست کز زور جنون
هیچ کس جز حلقه اطفال زنجیرم نکرد ۵
آرزوی خلوتی هرگز در آن صورت نبست
هیچ جا چون خانه آیینه دلگیرم نکرد ۶
شهر پاکان را، ندیدم زیرپا مانند سیل
پیری از کوه جوانی تا سرازیرم نکرد ۷
خوان دنیا در خورند اشتهای حرص نیست
جز قناعت نعمتی واعظ از آن سیرم نکرد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۱ - گلی تو، گل! نظر اما نمیتوانم کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۳ - پیری در خواهش بدل ریش برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.