خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از رنجش در روابط، دردهای عاطفی، وابستگی به عشق و آزادی، و ناپایداری دنیا سخن میگوید. شاعر از تأثیرات منفی دلبستگیهای مختلف بر سلامت روان و آرامش انسان میگوید و اشاره میکند که حتی دشمنان نیز میتوانند با گذشت زمان آرامش یابند. همچنین، او به بیثباتی عشق و محبت در دنیا اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در این شعر برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در درک کامل این مضامین دچار مشکل شوند.
شماره ۲۳۶ - ز یاران رنجش هم، مانع دیدار میگردد
ز یاران رنجش هم، مانع دیدار میگردد
غبار خاطر، آخر درمیان دیوار میگردد ۱
خراش افتاده بر هم انچنان در دل چو سوهانم
که دشمن بر دل من گر خورد، هموار میگردد ۲
بسودائی مده هر لحظه دل، گر عافیت خواهی
که کس زود از هوای مختلف بیمار میگردد ۳
بآزادی گرفتار است هرکس را که می بینم
بزیر آسمان آسودگی بیکار می گردد ۴
بجا هرگز نمی ماند متاع دلبری واعظ
اگر یوسف بصحرا میرود بازار می گردد ۵
غبار خاطر، آخر درمیان دیوار میگردد ۱
خراش افتاده بر هم انچنان در دل چو سوهانم
که دشمن بر دل من گر خورد، هموار میگردد ۲
بسودائی مده هر لحظه دل، گر عافیت خواهی
که کس زود از هوای مختلف بیمار میگردد ۳
بآزادی گرفتار است هرکس را که می بینم
بزیر آسمان آسودگی بیکار می گردد ۴
بجا هرگز نمی ماند متاع دلبری واعظ
اگر یوسف بصحرا میرود بازار می گردد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۵ - آزاده بهمراهی کس بند نگردد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۷ - چگونه سوی تن از شرم باز میگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.