خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع نیاز و احتیاج در ابعاد مختلف زندگی میپردازد، از نیاز جسمانی تا نیاز عاطفی و اجتماعی. شاعر بیان میکند که حتی پادشاهان نیز گاهی بیش از گداها نیازمند هستند و نیازهای معنوی و عاطفی میتوانند از نیازهای مادی مهمتر باشند. همچنین، اشاره میکند که سکوت گاهی ارزشمندتر از سخن گفتن است و نیاز به شنوندهای مناسب برای سخنوری وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر و تحلیل دارند که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
شماره ۲۱۵ - بآب سبزه، به جان تن، بود چه سان محتاج؟
بآب سبزه، به جان تن، بود چه سان محتاج؟
به درد عشق بود دل صد آنچنان محتاج ۱
سخنوری نتوان بی سخن شنو کردن
سخن به گوش بود بیش از زبان محتاج ۲
بسی بود ز گدا احتیاج شاه افزون
که هست او به جهان، این به نیم نان محتاج ۳
ز احتیاج خلاصند بی کس و کویان
ز خانه داری باشد بزه کمان محتاج ۴
خموش را به سخنگو همین مزیت بس
که نیستند خموشان به همزبان محتاج ۵
کشیدم آنچه من از منت خسان واعظ
مباد دشمن کس هم بدوستان محتاج ۶
به درد عشق بود دل صد آنچنان محتاج ۱
سخنوری نتوان بی سخن شنو کردن
سخن به گوش بود بیش از زبان محتاج ۲
بسی بود ز گدا احتیاج شاه افزون
که هست او به جهان، این به نیم نان محتاج ۳
ز احتیاج خلاصند بی کس و کویان
ز خانه داری باشد بزه کمان محتاج ۴
خموش را به سخنگو همین مزیت بس
که نیستند خموشان به همزبان محتاج ۵
کشیدم آنچه من از منت خسان واعظ
مباد دشمن کس هم بدوستان محتاج ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۴ - زندگی شد همه نابود، پی بود عبث
گوهر بعدی:شماره ۲۱۶ - عقل اگر داری مکن هرگز تمنا تخت و تاج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.