خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از مولانا بیانگر ناامیدی و سرگشتگی شاعر در برابر نصایح واعظان و تلاش‌های بی‌ثمر در زندگی است. شاعر به عبث بودن بسیاری از تلاش‌های انسان اشاره می‌کند و از بی‌فایده بودن برخی اعمال مانند نصیحت کردن، دنبال کردن دیگران، و تلاش برای تغییر دنیا سخن می‌گوید. همچنین، او به اهمیت سفر درونی و گذر از خود اشاره می‌کند.

محتوا دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، نگاه انتقادی به اجتماع و بیان ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۱۳ - واعظ مکن نصیحت خود صرف ما عبث

واعظ مکن نصیحت خود صرف ما عبث
در چشم کور چند کشی توتیا عبث ۱

سرگشتگی است منزل از خود گذشتگان
نقش قدم فتاده بدنبال ما عبث ۲

تا کی برنگ مردم عالم برآمدن؟
آیینه شد بهر بدو نیک آشنا عبث ۳

کردم ز خدمت تو هما را بزیر بار
نشکستم استخوان چون نی بوریا عبث ۴

مقصود از سفر گرو از عمر بردنست
تاکی دوی بکوه و کمر چون صدا عبث؟ ۵

با اشک و ناله بر هر دانه یی ز رزق
ای دل ملرز این همه چون آسیا عبث؟ ۶

این گل که من ز الفت احباب چیده ام
واعظ به خویش نیز شدم آشنا عبث ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۲ - به غیر معنی رنگین، مجو ز ما میراث
گوهر بعدی:شماره ۲۱۴ - زندگی شد همه نابود، پی بود عبث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.