خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات فلسفی و عرفانی میپردازد. شاعر از غمهای بیفایده، فکرهای پیچیده، و دنیای فانی سخن میگوید و تأکید میکند که غم دنیا ارزش دلسوزی ندارد. همچنین، به موضوع عشق و رهایی از تعلقات دنیوی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و مضامین ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۹۱ - در پای دلت هر غم بی فایده بندیست
در پای دلت هر غم بی فایده بندیست
هر پیچشت از فکر جهان چین کمندیست ۱
از آتش زر این همه آوازه منعم
در گوش خردمند چو فریاد سپندیست ۲
مد نگهت، برخط هر لوح مزاری
در پنجه مژگان تو سررشته پندیست ۳
خاموشی هر یک ز عزیزان ته خاک
بر مردم غفلت زده، فریاد بلندیست ۴
تاکی گله از کوتهی جذبه معشوق
گردن چو نهی، بر تو ز هر جاده کمندیست ۵
دل از غم بیهوده دنیا چو فگندیم
واعظ ز جهان چاره ما کند بلندیست ۶
هر پیچشت از فکر جهان چین کمندیست ۱
از آتش زر این همه آوازه منعم
در گوش خردمند چو فریاد سپندیست ۲
مد نگهت، برخط هر لوح مزاری
در پنجه مژگان تو سررشته پندیست ۳
خاموشی هر یک ز عزیزان ته خاک
بر مردم غفلت زده، فریاد بلندیست ۴
تاکی گله از کوتهی جذبه معشوق
گردن چو نهی، بر تو ز هر جاده کمندیست ۵
دل از غم بیهوده دنیا چو فگندیم
واعظ ز جهان چاره ما کند بلندیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۰ - درد رنجوران تو، درمان چه میداند که چیست؟
گوهر بعدی:شماره ۱۹۲ - سوی قبرستان گذاری کن، که خوش بوم و بریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.