خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند جود و بخشش، عشق به یار، مرگ و زندگی، و اهمیت جوانی و دوستی میپردازد. شاعر از بخشندگی خداوند، ارزش دوستی و عشق، و گذرایی زندگی سخن میگوید و بر اهمیت بهرهبرداری از فرصتهای زندگی تأکید میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههایی به موضوع مرگ و گذر زمان دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۹ - ز اهل جود، چه منت؟ دهنده یزدان است
ز اهل جود، چه منت؟ دهنده یزدان است
نه نور خانه ز روزن، ز مهر تابان است ۱
مراد خود زدر دوست کن طلب، کآنجا
کسی که نیست رهش، چوبدار و دربان است ۲
بوقت مرگ، کریمی بزیر لب میگفت
خوش است داد و دهش، گرچه دادن جان است ۳
چه به از این که شود از تو سیر، گرسنه یی
بجاست گر لب گندم همیشه خندان است! ۴
ببند بار خود ای نخل، تا جوانی هست
که پنج روز دگر این بهار مهمان است ۵
ز باغ، صحبت یاران بود غرض واعظ
که باغ ما و گل ما، جمال یاران است ۶
نه نور خانه ز روزن، ز مهر تابان است ۱
مراد خود زدر دوست کن طلب، کآنجا
کسی که نیست رهش، چوبدار و دربان است ۲
بوقت مرگ، کریمی بزیر لب میگفت
خوش است داد و دهش، گرچه دادن جان است ۳
چه به از این که شود از تو سیر، گرسنه یی
بجاست گر لب گندم همیشه خندان است! ۴
ببند بار خود ای نخل، تا جوانی هست
که پنج روز دگر این بهار مهمان است ۵
ز باغ، صحبت یاران بود غرض واعظ
که باغ ما و گل ما، جمال یاران است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - زکام اینکه فرو ریزدم، نه دندان است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - این درهم و دینار، که چشم تو بر آن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.