شاعر در این متن تجربیات مختلفی از زندگی خود را بیان میکند، از جمله حضور در مکانهای مذهبی، عرفانی و علمی، و همچنین تجربههای عرفانی و صوفیانه. او به این نتیجه میرسد که از همه این تجربیات، تنها نشاط و شادی بازار برایش جذاب بوده است. در نهایت، او یاری از خرابات (محل عیاشی) انتخاب میکند و با او به آرامش میرسد. شاعر دل به غم معشوق میسپارد و خود را کاملاً تسلیم او میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به خرابات و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۸۰ - ما فوطه و فوطه پوش دیدیم
تسبیح مراییان شنیدیم ۱
بر مسند زاهدان گذشتیم
در عالم عالمان دویدیم ۲
هم ساکن خانقاه بودیم
هم خرقهٔ صوفیان دریدیم ۳
هم محنت قال و قیل بردیم
هم شربت طیلسان چشیدیم ۴
از اینهمه جز نشاط بازار
رنگی به حقیقتی ندیدیم ۵
بگزیدیم یاری از خرابات
با او به مراد آرمیدیم ۶
دل بر غم روی او فگندیم
سر بر خط رای او کشیدیم ۷
او نیست کسی و ما نه بس کس
زین روی به یکدگر سریدیم ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.