خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از زبان یک عاشق شکستخورده بیان میشود. شاعر از سکوت و ناتوانی در بیان احساسات خود میگوید و اشاره میکند که دشمنان از ضعف او سوءاستفاده میکنند. او خود را همچون شیشهای شکسته توصیف میکند و میگوید که عاشقان نیازی به گفتگو ندارند. همچنین، شاعر به راه باطن و سکوت به عنوان راه رسیدن به مقصد اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شکست و سوءاستفاده ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۷۹ - سامان حرف و صوت ندارد بیان ما
سامان حرف و صوت ندارد بیان ما
فردیست از کتاب خموشی زبان ما ۱
مد نگاه عجز بود رمح جانستان!
کی میبرند صرفه ز ما دشمنان ما ۲
از ما شکستگان به حذر باش، زانکه ما
تیغیم و همچو شیشه شکستن فسان ما ۳
رنگ شکسته عرضه احوال عاشق است
حاجت به گفتگو نبود در میان ما ۴
از اشتیاق آن برو آغوش، دور نیست
بیرون دود ز خانه خود گر کمان ما ۵
واعظ، طریق مقصد ما راه باطنست
گردیده خامشی جرس کاروان ما ۶
فردیست از کتاب خموشی زبان ما ۱
مد نگاه عجز بود رمح جانستان!
کی میبرند صرفه ز ما دشمنان ما ۲
از ما شکستگان به حذر باش، زانکه ما
تیغیم و همچو شیشه شکستن فسان ما ۳
رنگ شکسته عرضه احوال عاشق است
حاجت به گفتگو نبود در میان ما ۴
از اشتیاق آن برو آغوش، دور نیست
بیرون دود ز خانه خود گر کمان ما ۵
واعظ، طریق مقصد ما راه باطنست
گردیده خامشی جرس کاروان ما ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸ - شده با نیک و بد آیینه دل خوش گل ما
گوهر بعدی:شماره ۸۰ - با عدو، بر خویش پیچیدن بود جولان ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.