خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از دردها و رنجهای زندگی خود میگوید. او از بدیهایی که به او رسیده، شکستهای پی در پی، جدایی از عزیزان، تنگدستی و سنگدلی دیگران شکایت دارد. همچنین به ناامیدی و ترس از آینده اشاره میکند و در نهایت، از ریاکاری و ظاهرسازی اطرافیان انتقاد مینماید.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، اشاره به رنجهای وجودی و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر، برای درک و تجزیه و تحلیل به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین برخی از مضامین مانند ناامیدی و شکست ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۵۰ - نبسته جز بدی من، کمر بکینه مرا
نبسته جز بدی من، کمر بکینه مرا
ز سنگ گوهر خود، نالد آبگینه مرا ۱
شکستگی است، ز بس سرنوشت کشتی من
بجز شکسته خطی نیست در سفینه مرا ۲
ز درد اینکه جدا گشته ام ز شمشادش
الف الف شده چون شانه لوح سینه مرا ۳
ز تنگدستی از آن دست برنمیدارم
که پادشاهی فقر است ازین خزینه مرا ۴
ز یاد سنگدلیهای او پرم، ترسم
که تیر او ننشیند دگر به سینه مرا ۵
چگونه واعظ با این پلاس پوشیها
باین لباس پرستان نموده پینه مرا ۶
ز سنگ گوهر خود، نالد آبگینه مرا ۱
شکستگی است، ز بس سرنوشت کشتی من
بجز شکسته خطی نیست در سفینه مرا ۲
ز درد اینکه جدا گشته ام ز شمشادش
الف الف شده چون شانه لوح سینه مرا ۳
ز تنگدستی از آن دست برنمیدارم
که پادشاهی فقر است ازین خزینه مرا ۴
ز یاد سنگدلیهای او پرم، ترسم
که تیر او ننشیند دگر به سینه مرا ۵
چگونه واعظ با این پلاس پوشیها
باین لباس پرستان نموده پینه مرا ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - برده از بس فکر آن شوخ کمان ابرو مرا
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - در میان خلق عالم، کشت تنهایی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.