خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج عاشقانه را بیان میکند. شاعر از غم و اندوه خود میگوید و از بیوفایی و بیتوجهی معشوق شکایت دارد. او احساس میکند که هیچ کس درد او را درک نمیکند و دلش پر از خون و اشک است.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات غمگینانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک داشته باشند.
شماره ۴۸ - نیست غمخوار چو لیلی، دل محزون مرا
نیست غمخوار چو لیلی، دل محزون مرا
شانه بس پنجه آن خور سر مجنون مرا ۱
کشته تیغ سمورند همه خود سازان
ای نمد سخت خریدی تو از آن خون مرا ۲
کرده ام خون بدل از منع رخ جانانش
میخورد دیده خونبار، ازآن خون مرا ۳
نیست گوشی که بود لایق در سخنی
زان خریدار نباشد در مکنون مرا ۴
نیست ممکن که باشد بحر بدولاب تهی
گریه خالی نکند این دل پرخون مرا ۵
خانه خواه غم جانان بسر راه وفاست
چون رعایت نکند خاطر محزون مرا ۶
شانه بس پنجه آن خور سر مجنون مرا ۱
کشته تیغ سمورند همه خود سازان
ای نمد سخت خریدی تو از آن خون مرا ۲
کرده ام خون بدل از منع رخ جانانش
میخورد دیده خونبار، ازآن خون مرا ۳
نیست گوشی که بود لایق در سخنی
زان خریدار نباشد در مکنون مرا ۴
نیست ممکن که باشد بحر بدولاب تهی
گریه خالی نکند این دل پرخون مرا ۵
خانه خواه غم جانان بسر راه وفاست
چون رعایت نکند خاطر محزون مرا ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷ - گداخت آتش عشق تو مغز جان مرا
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - برده از بس فکر آن شوخ کمان ابرو مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.