خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از خداوند درخواست میکند تا از دنیا و مردم آن دوری کند و به او فروتنی عطا کند. او از سختیهای زندگی و ناملایمات آن میگوید و آرزو میکند که در وسعت خیال خداوند آرام گیرد. همچنین، شاعر به عشق و شوق الهی اشاره میکند و از تأثیر آن بر قلب انسان سخن میگوید.
متن دارای مضامین عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۸ - الهی نفرت از ما ده، بنوعی اهل دنیا را
الهی نفرت از ما ده، بنوعی اهل دنیا را
که ره ندهد کسی در دل غبار کینه ما را ۱
عطا کن مشرب افتادگی، پیش درشتانم
تو کز همواری افگندی بپای کوه صحرا را ۲
نگردیدیم نرم از آسیای گردش گردون
به پای گردش چشمی بیفگن دانه ما را ۳
در آن دم کاید از ذکر تو در شورش عجب نبود
زبان موج اگر افتد برون از کام، دریا را ۴
مگر در وسعت آباد خیالت سر کند ورنه
نگنجد شور مجنون تو در آغوش صحرا را ۵
شود شاید می فکر ترا مینا دل واعظ
بدست آتش شوقی بده این سنگ خارا را ۶
که ره ندهد کسی در دل غبار کینه ما را ۱
عطا کن مشرب افتادگی، پیش درشتانم
تو کز همواری افگندی بپای کوه صحرا را ۲
نگردیدیم نرم از آسیای گردش گردون
به پای گردش چشمی بیفگن دانه ما را ۳
در آن دم کاید از ذکر تو در شورش عجب نبود
زبان موج اگر افتد برون از کام، دریا را ۴
مگر در وسعت آباد خیالت سر کند ورنه
نگنجد شور مجنون تو در آغوش صحرا را ۵
شود شاید می فکر ترا مینا دل واعظ
بدست آتش شوقی بده این سنگ خارا را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - مده بافسر شاهی کلاه ترک و فنا را
گوهر بعدی:شماره ۹ - ز ناله باز ندارد کسی دل ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.