خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر عاشقانه، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از زیبایی و جذابیت معشوق به وجد آمده و از هجران و دوری او رنج میبرد. شاعر آرزو میکند که بتواند همیشه در کنار معشوق باشد و از او حمایت کند. او امیدوار است که با یاری بخت و اقبال، بتواند بر مشکلات غلبه کند و به آرزوهایش برسد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۵۹ - هر گه که به تو در نگرم خیره بمانم
هر گه که به تو در نگرم خیره بمانم
من روی ترا ای بت مانند ندانم ۱
هر گه که برآیی به سر کو به تماشا
خواهم که دل و دیده و جان بر تو فشانم ۲
هجرانت دمار از من بیچاره برآورد
گر دست نگیری تو مرا زنده نمانم ۳
یک ره نظری کن به سوی بنده نگارا
ای چشم و چراغ من و ای جان جهانم ۴
گر هیچ ظفر یابم یک روز بر آن کوی
هرگز نشوم مرده و جاوید بمانم ۵
گر دولت یاری کند و بخت مساعد
من فرق سر از چرخ فلک در گذرانم ۶
من روی ترا ای بت مانند ندانم ۱
هر گه که برآیی به سر کو به تماشا
خواهم که دل و دیده و جان بر تو فشانم ۲
هجرانت دمار از من بیچاره برآورد
گر دست نگیری تو مرا زنده نمانم ۳
یک ره نظری کن به سوی بنده نگارا
ای چشم و چراغ من و ای جان جهانم ۴
گر هیچ ظفر یابم یک روز بر آن کوی
هرگز نشوم مرده و جاوید بمانم ۵
گر دولت یاری کند و بخت مساعد
من فرق سر از چرخ فلک در گذرانم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۸ - تا شیفتهٔ عارض گلرنگ فلانم
گوهر بعدی:غزل ۲۶۰ - از عشق ندانم که کیم یا به که مانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.