خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و عشق ناکام میگوید. شبها با خیال معشوق بیخواب میشود و روزها با سینهای پر از شوق نایاب سپری میکند. از دست معشوقی که لبهای تشنه را سیراب نمیکند، جان میبازد و از چشمهای که هر صبح بیآب است، شکوه میکند.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نسبتاً بالایی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۶ - هرشب ز خیال دیده بی خواب ترست
هرشب ز خیال دیده بی خواب ترست
هر روز به سینه ذوق نایاب ترست ۱
زو دست که لب تشنه ببازم جان را
زین چشمه که هر صباح بی آب ترست ۲
هر روز به سینه ذوق نایاب ترست ۱
زو دست که لب تشنه ببازم جان را
زین چشمه که هر صباح بی آب ترست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - در پایه من سپهر را هستی نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - پیرایه حسن تندی خو بشکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.