خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از رهایی از غم و رسیدن به شادی و سرور از طریق عشق و معرفت الهی سخن میگوید. او از نوشیدن میهایی که غم را از جانش کم میکند و از همراهی با بزرگان عرفان مانند بایزید بسطامی و ابراهیم ادهم یاد میکند. شاعر به دنبال رسیدن به حقیقت و شادمانی روح و جان است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات و مفاهیم عرفانی دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا نیاز به توضیحات بیشتری داشته باشد.
غزل ۲۵۳ - مسلم کن دل از هستی مسلم
مسلم کن دل از هستی مسلم
دمادم کش قدح اینجا دمادم ۱
نه زان میها کز آن مستی فزاید
از آن میها که از جانم کم کند غم ۲
حریفانت همه یکرنگ و دلشاد
چو بسطامی و ابراهیم ادهم ۳
جنید و شبلی و معروف کرخی
حبیب و آدم و عیسی مریم ۴
می شوق ملک نوش از حقیقت
که تا گردد دل و جان تو خرم ۵
دمادم کش قدح اینجا دمادم ۱
نه زان میها کز آن مستی فزاید
از آن میها که از جانم کم کند غم ۲
حریفانت همه یکرنگ و دلشاد
چو بسطامی و ابراهیم ادهم ۳
جنید و شبلی و معروف کرخی
حبیب و آدم و عیسی مریم ۴
می شوق ملک نوش از حقیقت
که تا گردد دل و جان تو خرم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۲ - در راه عشق ای عاشقان خواهی شفا خواهی الم
گوهر بعدی:غزل ۲۵۴ - ای ناگزران عقل و جانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.