خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان احساسات خود نسبت به شخصی قدرتمند میپردازد. او از ناامیدی و دلشکستگی خود میگوید و اشاره میکند که دلِ بریده از این شخص را حتی با صدها سوزن نیز نمیتوان دوباره به هم دوخت. شاعر همچنین از انتظار و امید خود به بخشش و عطای این شخص سخن میگوید و در نهایت، به مهارت خود در مدح و ستایش اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۱ - آغاز
سپهر قدرا بر درگهت «نظیری » را
گمان نبود که بیند به کام دل دشمن ۱
اگرچه دل که ز پیوند تو بریده شود
به راحتش نتوان دوختن به صد سوزن ۲
به عده تو نشستم پری وشی زادم
که خاطرم به عطای تو بود آبستن ۳
دمی به نظم جواهر کنار و کف بگشا
که رشته زیر زبانم گسسته در عدن ۴
دگر به سوی سخن زین غضب نمی آیی
که من به دقت مدح تو درشدم به سخن ۵
تو گر ز راه سخن در روی به مدحت خویش
به آن زمان به طریق ادب برانم من ۶
گمان نبود که بیند به کام دل دشمن ۱
اگرچه دل که ز پیوند تو بریده شود
به راحتش نتوان دوختن به صد سوزن ۲
به عده تو نشستم پری وشی زادم
که خاطرم به عطای تو بود آبستن ۳
دمی به نظم جواهر کنار و کف بگشا
که رشته زیر زبانم گسسته در عدن ۴
دگر به سوی سخن زین غضب نمی آیی
که من به دقت مدح تو درشدم به سخن ۵
تو گر ز راه سخن در روی به مدحت خویش
به آن زمان به طریق ادب برانم من ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:قصاید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲ - این قطعه در تاریخ فوت جلال الدین اکبر پادشاه گفته شده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.