خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر عمیق او بر شاعر میپردازد. شاعر بیان میکند که دیدن معشوق او را از غم رها میکند و بدون او، حتی بهشت نیز جهنم میشود. او از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که شب هجران به پایان برسد و صبح وصال فرا رسد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۵۱ - ای چهرهٔ تو چراغ عالم
ای چهرهٔ تو چراغ عالم
با دیدن تو کجا بود غم ۱
شد خلد به روی تو سرایم
بی روی تو خلد شد جهنم ۲
ای شمسهٔ نیکوان به خوبی
چون تو دگری نزاد ز آدم ۳
کوی تو شدست باغ عشاق
باریده بر او ز دیده هانم ۴
بندیست نهان ز بند زلفت
بر جان و دل رهیت محکم ۵
هر روز همی شود به نوعی
حسن تو فزون و صبر من کم ۶
گر بود مرا پری به فرمان
ور باشد ملک و ملکت جم ۷
بر زد نتوان به شادکامی
بی روی تو ای نگار یک دم ۸
ای جان من و دو دیده بر من
چون دیدهٔ مور گشت عالم ۹
آخر به سر آید این شب هجر
وین صبح وصال بردمد هم ۱۰
گر بر لبم آید آن لبانت
هرگز نزنم من آتشین دم ۱۱
با دیدن تو کجا بود غم ۱
شد خلد به روی تو سرایم
بی روی تو خلد شد جهنم ۲
ای شمسهٔ نیکوان به خوبی
چون تو دگری نزاد ز آدم ۳
کوی تو شدست باغ عشاق
باریده بر او ز دیده هانم ۴
بندیست نهان ز بند زلفت
بر جان و دل رهیت محکم ۵
هر روز همی شود به نوعی
حسن تو فزون و صبر من کم ۶
گر بود مرا پری به فرمان
ور باشد ملک و ملکت جم ۷
بر زد نتوان به شادکامی
بی روی تو ای نگار یک دم ۸
ای جان من و دو دیده بر من
چون دیدهٔ مور گشت عالم ۹
آخر به سر آید این شب هجر
وین صبح وصال بردمد هم ۱۰
گر بر لبم آید آن لبانت
هرگز نزنم من آتشین دم ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۰ - چو دانستم که گردندهست عالم
گوهر بعدی:غزل ۲۵۲ - در راه عشق ای عاشقان خواهی شفا خواهی الم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.