خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از دوری معشوق رنج میبرد و آرزو دارد همیشه در کنار او باشد. شاعر خود را بهعنوان عاشقی وفادار و مشتاق توصیف میکند که حاضر است هر کاری برای نزدیکی به معشوق انجام دهد.
این متن حاوی مفاهیم عاطفی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
غزل ۲۴۸ - روا داری که بی روی تو باشم
روا داری که بی روی تو باشم
ز غم باریک چون موی تو باشم ۱
همه روز و همه شب معتکفوار
نشسته بر سر کوی تو باشم ۲
به جوی تو همه آبی روانست
سزد گر من هواجوی تو باشم ۳
اگر چشمم ز رویت باز ماند
به جان جویندهٔ روی تو باشم ۴
اگر زلفین چوگان کرد خواهی
مرا بپذیر تا گوی تو باشم ۵
به باغ صحبتت دلشاد و خرم
زمانی بر لب جوی تو باشم ۶
نگارینا تو با چشم غزالی
رها کن تا غزلگوی تو باشم ۷
ز غم باریک چون موی تو باشم ۱
همه روز و همه شب معتکفوار
نشسته بر سر کوی تو باشم ۲
به جوی تو همه آبی روانست
سزد گر من هواجوی تو باشم ۳
اگر چشمم ز رویت باز ماند
به جان جویندهٔ روی تو باشم ۴
اگر زلفین چوگان کرد خواهی
مرا بپذیر تا گوی تو باشم ۵
به باغ صحبتت دلشاد و خرم
زمانی بر لب جوی تو باشم ۶
نگارینا تو با چشم غزالی
رها کن تا غزلگوی تو باشم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۷ - فراق آمد کنون از وصل برخوردار چون باشم
گوهر بعدی:غزل ۲۴۹ - من که باشم که به تن رخت وفای تو کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.