خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان احساسات تنهایی، عشق و اندوه خود میپردازد. او از نبودن یار و محرومیت از عشق شکایت دارد و به دنبال آرامش و فریادرسی میگردد. همچنین، به مقایسهای بین خود و دیگران اشاره میکند و از ناتوانی در رسیدن به خواستههایش سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۵۴۷ - خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی
خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی
دم گرمی که چراغی بفروزد ز خسی ۱
ازگلم خار به دل می خلد افسوس که نیست
پر و بالی که گریزم به شکاف قفسی ۲
شعله از قهر به بال و پر پروانه نکرد
آنچه از لطف کند شهد به بال مگسی ۳
غم و اندیشه مرا زود درآورد از پای
پای برجاتر ازین می طلبد عشق کسی؟ ۴
بس تنک حوصله ام دست و دلی می خواهم
که بگیرم به فغان دامن فریادرسی ۵
محملی نگذرد از بادیه ما ورنه
همه در وجد و سماعیم به بانگ جرسی ۶
لاف سربازی ما با تو «نظیری » غلط است
چون تو بر چهره نداریم غبار فرسی ۷
دم گرمی که چراغی بفروزد ز خسی ۱
ازگلم خار به دل می خلد افسوس که نیست
پر و بالی که گریزم به شکاف قفسی ۲
شعله از قهر به بال و پر پروانه نکرد
آنچه از لطف کند شهد به بال مگسی ۳
غم و اندیشه مرا زود درآورد از پای
پای برجاتر ازین می طلبد عشق کسی؟ ۴
بس تنک حوصله ام دست و دلی می خواهم
که بگیرم به فغان دامن فریادرسی ۵
محملی نگذرد از بادیه ما ورنه
همه در وجد و سماعیم به بانگ جرسی ۶
لاف سربازی ما با تو «نظیری » غلط است
چون تو بر چهره نداریم غبار فرسی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۶ - تو را گفتم ز صبح وصل مهرافروزتر باشی
گوهر بعدی:شماره ۵۴۸ - شد آخر روز بر ناییی و میل دل همان باقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.