خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از عشق و دلدادگی سخن می‌گوید. شاعر از تلخی‌های عشق و پریشانی‌های ناشی از آن می‌نالد، اما در عین حال، عشق را بالاترین ارزش زندگی خود می‌داند و از آن به عنوان «دولت» یاد می‌کند. او از وابستگی به معشوق و تأثیر عمیق او بر زندگی خود سخن می‌گوید و حتی با وجود آگاهی از خطاکاری در عشق‌بازی، از آن دست نمی‌کشد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۶۸ - نوش می ریزد حدیثت در گزند خویشتن

نوش می ریزد حدیثت در گزند خویشتن
تلخ از آن گویی که داری پاس قند خویشتن ۱

بس پریشان ساختی زلف دراز خویش را
گردنی نگذاشتی فارغ ز بند خویشتن ۲

هیچ کاری پیش از عشقت به کام من نبود
چون پسندیدی مرا گشتم پسند خویشتن ۳

دولت عشق توام هرگه به خاطر بگذرد
سجده آرم پیش بخت ارجمند خویشتن ۴

با خیالی مونسم کز فکر خود در وحشتم
از عزیزی ناورم سر درکمند خویشتن ۵

هرگه از مجلس عبیر و دود بیرون آورند
دفع چشم بد برم دود سپند خویشتن ۶

رام دل زلف سیه مارت نشد شرمنده ام
از فسون و دعوت ناسودمند خویشتن ۷

صلح و جنگت بر دلم میدان طاقت تنگ ساخت
عرصه ای جو در خور سیر سمند خویشتن ۸

عشقبازی گرچه می گویم خطاکاری بود
برنگردم زین خطاکاری به پند خویشتن ۹

پیش گفتارت «نظیری » جان به تحسین می دهد
ناز کن بر حسن ادراک بلند خویشتن ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۶۷ - درمان ضعف دل به لب نوشخند کن
گوهر بعدی:شماره ۴۶۹ - بسی الطاف و احسان کرد حیرانم چه دید از من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.