خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و اندوه درونی خود سخن میگوید، از تنهایی و بیکسی شکایت دارد و به عشق و رنجهای ناشی از آن اشاره میکند. او احساس میکند که در دام عشق گرفتار شده و از بیتوجهی دیگران رنج میبرد. همچنین، از خطاهای خود سخن میگوید و آرزوی رفاقتی صمیمی را دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مضامین مانند عشق، رنج و توبه نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۴۵۴ - همیشه گریه تلخی در آستین دارم
همیشه گریه تلخی در آستین دارم
به نرخ زهر فروشم گر انگبین دارم ۱
به باد و برقم از احوال خویش در گفتار
که ابر در گذر و تخم در زمین دارم ۲
کسی که خانه به همسایگی من گیرد
مدام خوش دلش از ناله حزین دارم ۳
نه با گلم نظری نی به صوتم آهنگی است
شکسته بالم و صیاد در کمین دارم ۴
مرا به ساده دلی های من توان بخشید
خطا نموده ام و چشم آفرین دارم ۵
دلم رفیق سمندر مزاج می طلبد
سموم غیرت وادی آتشین دارم ۶
ز دیر تا بت و بتخانه می برد عشقم
خجالت از رخ مردان راه دین دارم ۷
به دست هر که فتد جرعه ای حیف منست
ندیم میکده ام دل چرا غمین دارم ۸
سرم به کار «نظیری » فرو نمی آید
که داغ بندگی عشق بر جبین دارم ۹
به نرخ زهر فروشم گر انگبین دارم ۱
به باد و برقم از احوال خویش در گفتار
که ابر در گذر و تخم در زمین دارم ۲
کسی که خانه به همسایگی من گیرد
مدام خوش دلش از ناله حزین دارم ۳
نه با گلم نظری نی به صوتم آهنگی است
شکسته بالم و صیاد در کمین دارم ۴
مرا به ساده دلی های من توان بخشید
خطا نموده ام و چشم آفرین دارم ۵
دلم رفیق سمندر مزاج می طلبد
سموم غیرت وادی آتشین دارم ۶
ز دیر تا بت و بتخانه می برد عشقم
خجالت از رخ مردان راه دین دارم ۷
به دست هر که فتد جرعه ای حیف منست
ندیم میکده ام دل چرا غمین دارم ۸
سرم به کار «نظیری » فرو نمی آید
که داغ بندگی عشق بر جبین دارم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۳ - به جست و جوی تو سرتاسر جهان بدوم
گوهر بعدی:شماره ۴۵۵ - تا به کی از کثرت غم روی بر زانو نهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.