خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از آرزوی آزادی و رهایی از قید و بندها میگوید. او میخواهد مانند طوطی از قفس رها شود و مانند کبک دری قهقهه بزند. شاعر از دلشکنان تشکر میکند که اجازه میدهند او از میکده جامی بردارد. او همچنین از تعلقات دنیوی مینالد و میخواهد دل خود را از یار جفاپیشه برکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند رنج و جفا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۴۱ - خواهم که به آزادی دل نام برآرم
خواهم که به آزادی دل نام برآرم
این طوطی شیرین سخن از دام برآرم ۱
گر زین قفس تنگ برآیم دو سه گامی
چون کبک دری قهقهه از کام برآرم ۲
زین گونه که ناوک فکنانم به کمین اند
صد بال و پرم کم بود ار وام برآرم ۳
ممنونم ازین دل شکنان گر بگذارند
کز میکده حالی قدح و جام برآرم ۴
ای بار تعلق خود ازان نخل فرو بار
کز شاخ اگر من کشمت خام برآرم ۵
این دل که جگرگوشه شیر است به همت
بهتر که چنینش جگرآشام برآرم ۶
دل برکنم از یار جفاپیشه «نظیری »
در شهر به بدعهدی اگر نام برآرم ۷
این طوطی شیرین سخن از دام برآرم ۱
گر زین قفس تنگ برآیم دو سه گامی
چون کبک دری قهقهه از کام برآرم ۲
زین گونه که ناوک فکنانم به کمین اند
صد بال و پرم کم بود ار وام برآرم ۳
ممنونم ازین دل شکنان گر بگذارند
کز میکده حالی قدح و جام برآرم ۴
ای بار تعلق خود ازان نخل فرو بار
کز شاخ اگر من کشمت خام برآرم ۵
این دل که جگرگوشه شیر است به همت
بهتر که چنینش جگرآشام برآرم ۶
دل برکنم از یار جفاپیشه «نظیری »
در شهر به بدعهدی اگر نام برآرم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۰ - خود را کباب ازین دل خودکام کرده ایم
گوهر بعدی:شماره ۴۴۲ - خاک دیگر بر سر مژگان بی غم می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.